توسط ناتالی دیوی

یکی از شخصیت‌های محبوب و تأثیرگذار زمان گذشته  در قرن شانزدهم و داستان‌های شکسپیری است بنده به‌عنوان یک احمق عاقل در دبیرستان در نمایش‌نامه شاه لیر انتخاب شدم


توضیحات :احمق عاقل نام شخصی است که خود را به دیوانگی میزند ولی جملات و توضیحات فلسفی و عرفانی بیان می‌کند نمونه‌اش ملانصرالدین خودمان و یا بهلول
از آن به بعد بود که به خواندن این متون و طنزها علاقه‌مند شدم  همچنین شروع کردم به نوشتن جملات کوتاه که بار معنایی خاص داشته باشند ..  همان‌طور که میدانیم جملات و گفته‌های این دلقک به گوش شاه نرفت . آخر قصه اتفاقات بدی افتاد. بنده در دانشگاه رشته ادبیات انگلیسی را خواندم و در پایان‌نامه ارشد خود را به شخصیت احمق عاقل شکسپیر اختصاص دادم . درک من از نقش این شخصیت در بازی، وقتی استادِ راهنمایم  اشاره کرد  به این موضوع که در پایان قسمت  سوم، احمق عاقل به‌راحتی از بازی ناپدید می‌شود، تجدید و عمیق‌تر شد. ما در کلاس به این موضوع کهم پرداختنیم که چرا این شخصیت در این پارت مهم از بازی خارج و به ناگاه حذف می‌شود . چرا این شخصیت بزرگ خرج چشم‌گیر و متحیرانِ ای نداشت ،و همچنین چرا هیچ دیالوگ کوبنده‌ای با مخاطب و یا پادشاه  برقرار نگرد ؟ بعد از فارغ‌التحصیلی من به جواب رسیدم  درواقع گرفتن سه مدرک دیگر و ده سال تدریس من را به فرمولی رساند که پاسخ این سؤال را بیابم  باگذشت زمان، گوش‌های ناشنوای من به شنیدن صدای احمقانه عاقل تبدیل شد که در حال بالیدن بود و تجربیاتم را به‌عنوان یک مربی شکل داد. من سه آموزه عقلانیت را از احمق شاه لیر آموخته‌ام و  در یکایک اعمال من در کلاس درس نمود بیشتری پیدا می‌کرد

  1. استیج را ترک کنید
  2. بی‌صدا خارج شوید
  3. دانش‌آموزان را ترک کنید همراه با سؤالات زیاد و زیادتری نسبت به پاسخ‌ها

از استیج خارج شوید

در دانشگاه تربیت‌معلم ما تین موضوع را به‌خوبی آموزش دیدیم و کلکی یاد گرفتیم تحت عنوان” عاقل روی استیج ” در عوض ما برعکس کارکردیم و به‌عنوان‌مثال روش تدریس راهنمایی در کنار عمل کردیم
توضیحات: درواقع همان روش اشاره می‌کند که معلم به‌عنوان مشاور در کنار دان آموز حضور مستمر داشته باشد
و این کار باعث شد که ما پوششی بر صدای دانش‌آموز به‌عنوان تدریس ساختارگرایانه داشته باشیم   من فکر می‌کنم احمق عاقل با این نکته موافق است، اما برای عمل من سعی می‌کنم آن را یک گام بیشتر ببرم: از سمت چپ از استیج خارج شوید برای مثال، من شروع به استفاده از ابزارهای آموزشی مانند اعلامیه‌های کلاس سایت گوگل
Google  (که همان ابزارهای گوگل است که در سایت هم به آن اشاره کردم ) برای ارسال پیشنهاد‌ها  برای موارد مهم که خارج از چارچوب فیزیکی کلاس می‌شود کردم . و زمانی که شما این کار را می‌کنید عملاً کنترل را از جانب خود خارج کرده و آن را به عهده دانش‌آموز می‌گذارید که به آن برسد
توضیحی خدمت شما ارائه  می‌کنم   مثلاً فرض کنید که شما مطلبی را در تلگرام کلاس قرا می‌دهید که  در ابتدایی می‌تواند در تلگرام اولیا و در پایه‌های بالاتر ایمیل و غیره باشد مثلاً توضیحی در مورد یک داستان و یا جمله ناقص
نویسنده منظورش از این گفتار همان موضوع خارج شدن است چون دانش‌آموز دیگر به شما دسترسی ندارد   درواقع این مدل‌سازی که از احمق  شاه لیر برداشت‌شده همان خروج اسرارآمیز است که بر کل داستان سایه می‌افکند و باعث می‌شود داستان در سایه این موضوع مهم قرار گیرد و یک بال جداناپذیر از این داستان شود .

با سکوت خارج شوید

ایده دیگری که از آن استفاده کردم خروج احمق عاقل از صحنه بدون  اجرای هیچ نمایش اضافه بود .همان‌طور که در داستان‌های شکسپیر می‌خوانیم
“دنیا، سراسر صحنه بازی است و همه بازیگران آن به‌نوبت می‌آیند و می‌روند .”
من یک پل بین این کلمات و حکمت به وجود آوردم .زمانی را به یاد آوردم که جوان‌تر بود و در گروهمان استاد به من گفت “به بی‌اهمیت بودن و پوچ بودن زندگی  آن‌ها لبخند     بزن  و آن را آغوش بگیر “او به من نگفت درسی که می‌دهم بی‌اهمیت است و دانش‌آموزان قدر من را نمی‌دانند
آن چیزی که به من آموخت این بود که یاد دهم چه کسان مهمی در زندگی دانش‌آموزانم می‌توانند وارد شوند و همان‌طور خارج و این معنای دقیق طول عمر است -طول عمر بنابراین، به لحاظ آموزشی،  خروج بی‌سروصدا  احمق عاقل در نمایش‌نامه بدین معنا است  که نشان می‌دهد  که من درصحنه هستم یا خیر زندگی ادامه دارد ،بنابراین معلم می‌تواند کاری کند  و هدفی را ایجاد  که هیچ سخنرانی تا به امروز انجام نداده و هیچ جمله‌ای نباشد که با آن رقابت کند . برای همین می‌توانم بگویم که آموزش و گذر آموزش من می‌تواند بازتاب مهمی در جهان داشته باشد . می‌توان در دنیا تأثیرگذار شود .

دانش‌آموزان را ترک کنید همراه با سؤالات زیاد و زیادتری نسبت به پاسخ‌ها

مهم‌ترین درسی که من از داستان شاه لیر گرفتم این بود که دانش‌آموزانم را ترک کنم با سؤالات بشمار در ذهنشان  در حلقه‌های آموزشی خاص به تعداد کثیری مقاله برمی‌خوریم که در آن به فضاسازی در کلاس و شنیدن  نظرات دانش‌آموزان  پرداخته‌شده است .همچنین در مورد اینکه چگونه این فضا را ایجاد کنیم چه زمانی باید صدای آن‌ها را قطع کنیم یا صحبت‌هایشان را بسط دهیم  مطالبی زیادی نگاشته شده است .همچنین در سایت وزرت خانه اطلاعات و آمار بسیاری  در مورد اینکه وقتی دانش‌آموز
سؤالی را جواب داد 5 ثانیه صبر کنید و سپس از او قبول کنید و یا نه  داده هاینشان می‌دهد اگر آن‌ها زمان بیشتری برای انعکاس داده شود که مقدار و کيفيت پاسخ‌دهی
دانش‌آموز پاسخ افزایش می‌یابد (هدف نویسنده پاسخ‌های انعکاسی است
پاسخ‌های انعکاسی: پاسخ‌هایی که بسیار سریع، بدون اراده و تفکر و اغلب برای حفاظت از بدن انجام می‌شوند(فعالیت‌هایی که قبل از باخبر شدن مغز از عمل رخ‌داده شده صورت می‌گیرند

که البته اینجا هدف فیزیولوژی نیست بلکه پاسخ‌های است که دانش‌آموز بی‌محابا به سؤالات می‌دهد )

در این سال‌ها من متوجه شده‌ام که فقط این زمان برای یک پاسخ انعکاسی لازم نیست
بلکه آن‌ها نیز به فرصت و آموزش نیاز دارند تا پرسش‌های حیاتی ارائه دهند.  دوباره به معماهای پیچیده احمقانه نگاه می‌کنم و یک درس کوچک در مورد هنر سؤالات را  می‌فهمم  بودن با دانش‌آموزان دبیرستان یا معلمان پیش‌دبستانی، در کلاس‌های انگلیسی و کلاس‌های آموزش به بنده ثابت کرده است  که دانش‌آموزان راحت‌تر می‌توانند به پرسش‌های حیاتی پاسخ دهند وقتی توضیح می‌دهم، به دنبال پاسخ‌هایی هستم که بتواند بحث مفیدی ایجاد کند. در این روش  به آن‌ها فشار نمی‌آید برای یافتن پاسخ دقیق و  درست . در عوض، من دانش‌آموزان را تشویق می‌کنم که از جزئیات متن استفاده کنند تا سؤالات موضوعی بزرگ‌تری را که از جهان دارند پشتیبانی کنند بعدازآن متن موردنظر برای آن‌ها ملموس‌تر خواهد شد و ارتباط آن را با موضوعات حیاتی برقرار خواهند کرد  و به دنیای حقیقی ارتباط برقرار می‌کنند

امید من این است که چنین تمرینی، مهارت‌های قابل‌انتقال را فراهم کند و آن‌ها بتوانند هنگام پرسش و پاسخ سؤالات انتقادی فراگیر و فراتر از محیط کلاس ارائه کنند

و  صحنه

در طول سال‌ها این تمریناتی که آموخته‌ام در کلاس درس پیاده کرده و اثرات مثبت آن را به چشم دیده‌ام  شواهد بی‌نظیری از  این برخورد ارائه‌شده است  من همچنان معتقد هستم که در این سفر آموزشی احتیاج به  مربیان احمق عاقل  داریم  من هنوز امیدوارم که آن دلقک از گوشه صحنه ما را نگاه کند و به ما درود بفرستد

 

 

دکتر ناتالی دیوی یک معلم انگلیسی در دبیرستان با هیئت مدرسه منطقه‌ای تورنتو است. تجربیات او در کلاس متوسطه از آموزش او در دانشکده آموزش‌وپرورش دانشگاه یورک، کلاس 23، و اخیراً انتقال او به موفقیت دانشجویان TDSB / یادگیری تا 18 ابتکار پشتیبانی کرده است. 

دسته‌بندی‌ها: مقالات

۰ دیدگاه در “چگونه مثل یک ابله درس بدهیم”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌های پیوسته

مقالات

آموزش با طعم قهوه 3

تو این رادیو صحبت میکنیم از کارهای باحال و اخبار مشتی آموزشی  و ایده های جالب از زاکربرگ میگیم جایزه که گذاشته واسه دانش آموزا

مقالات

پوشه کار:با دانش آموزان بدون تکلیف چه کنیم

خودارزیابی دانش آموزان بدون تکلیف   وب سایت :radiomohtava.ir کانال تلگرام:radiomohtava ابزارهایی برای توصیف دانش‌آموزان سود می‌کنیم …

مقالات

چندراه کار عملیاتی برای سال اقتصاد مقاومتی در آموزش‌وپرورش قسمت اول

چندراه کار عملیاتی برای سال اقتصاد مقاومتی در آموزش‌وپرورش قسمت اول بارها سخنان رهبر را شنیده‌ایم و جملاتش را بر روی بنر ها ها و پوسترهای بزرگ چاپ کردیم، کار نداشتیم که او چه گفت، خواندن ادامه...